جزئيات پرواز 78 كيلومتري عليرضا اثني‌عشري از زبان خودش
جزئيات پرواز 78 كيلومتري عليرضا اثني‌عشري از زبان خودش
عليرضا اثني عشري در تاريخ 16/5/88 توانست مسير امامزاده هاشم تا شهران را در 3 ساعت و 15 دقيقه بپيمايد. مسافت طي‌شده 87.18 كيلومتر و فاصله نقطه به نقطه 66.87 كيلومتر بوده است. جزئيات اين پرواز را از زبان خلبان به همراه عكسهاي آن مشاهده نمائيد.

زمان مخابره: 12:1 - 31/12/1386

سلام
بعد از مدتها بالاخره توانستم اين كار را انجام بدهم.
كدام كار؟
خوب چند سال بود منتظر يك شرايط مناسب بودم تا بتوانم مسير پروازي از امامزاده هاشم يا آبسرد تا تهران را هوايي بيايم. چند باري هم تلاش كرده بودم ولي موفق نشده بودم. پنج‌شنبه 15 مرداد 88، بعد از ظهر به سمت سايت آبسرد رفتيم: من، كيوان، وهاب و سلمان. پرواز بسيار دلچسبي با وهاب كرديم و تا ارتفاع 4200 اوج گرفتيم. كيوان و سلمان زياد نتوانستند اوج بگيرند ولي آنها هم پرواز خوبي كرده بودند. غروب با كيوان راجع به پروازها گپ مي‌زديم و كيوان راجع به هواشناسي جمعه گفت كه باد جنوب و جنوب شرق است. من به ذهنم رسيد كه اگر فردا هم ارتفاع سقف ترمال بالاي 4000 متر باشد مي‌توان تا تهران سفر كرد.
شب بخاطر ترافيك و خستگي در ويلاي سلمان در پيست آبعلي مانديم. صبح بسيار شاداب از خواب پاشديم و به سمت سايت امامزاده هاشم رفتيم. بچه‌هاي كرج هم آنجا بودند. امير هم آمده بود با ميثم. هوا بسيار عالي به نظر مي‌رسيد. ميثم، وهاب و كيوان پرواز كردند. امير هم بعد از چند دقيقه به‌ آنها ملحق شد. سلمان هم پرواز كرد. پرنده‌ها بعد از دو ساعت پرواز دوباره به سايت امامزاده برگشتند و روبروي سايت فرود آمدند.
امير دوباره آماده بلند شدن شد. هوا در ارتفاع خيلي سرد بود. به همين خاطر لباس و دستكش گرم پوشيد. من هم شروع به آماده كردن لوازم كردم. بعد از چند دقيقه رو هوا بوديم. به سمت تونل امامزاده هاشم. رفتم به سمت تونل و با اولين ترمال تا ارتفاع 4200 متري ارتفاع گرفتم. امير هم بعد از من رسيد. شروع به حركت به سمت پيست آبعلي كرديم. ابرها بسيار زيبا بودند و بسيار خوب و بدون اغتشاش اضافي فعاليت مي‌كردند. من با ارتفاع 3800 به پيست رسيدم و كوه و پيست اسكي را رد كردم. امير خيلي پايينتر رسيد. فكر كنم 3400.

دوباره تا ارتفاع 4200 اوج گرفتم و بعد با حداگثر سرعت به سمت بومهن حركت كردم. در طول راه هيچ فعاليتي مبني بر وجود ترمال وجود نداشت. مطمئن بودم كه در روي كوه نزديك به سد لتيان فعاليتي هست. با ارتفاع خيلي پايين به سد رسيدم و همانطور هم بود. روي دامنه كوه سد لتيان فعاليت بسيار خوبي وجود داشت و با آن ترمال تا ارتفاع 3400 متري صعود كردم. بخاطر خواب ترمال و شكل نگرفتن كامل آن نتوانستم بالاتر بروم.

دوباره شروع كردم و تا روي سايت تلو ادامه دادم. بر روي سايت تلو ابرهاي كملوس تازه شروع به تشكيل شدن كرده بودند. با اينكه ارتفاعم از سطح زمين زياد نبود و بين 50 تا 100 متر ارتفاع داشتم ولي بخاطر وجود ابرها مطمئن بودم كه فعاليتي وجود دارد و همينطور هم بود. اما خيلي قوي و خشن تا ارتفاع 3200 متري. بسيار سخت و خشن بالا رفتم. بعد از 3200 متري هم قدرت ترمال بيشتر و تا 6 متر بر ثتانيه قدرت پيدا كرد و خيلي سريع توانستم تا ارتفاع 4200 متري يعني حداكثر سقف ترمال برسم.

بعد از آن مسير سايت محلاتي را در پيش گرفتم. هوا آرام بود و اجازه مي‌داد كه از حداكثر سرعت استفاده كنم. خيلي سريع به محلاتي رسيدم. در بالاي رشته‌كوه هوا از آرامش خارج شد و شروع به تنش كرد. كنترل بال در برخي مواقع بسيار سخت به نظر مي‌رسيد. با دو ترمال خشن و نه قوي دو دره اول را پشت سر گذاشتم و به دكل تجريش رسيدم.

ارتفاع خيلي پايين بود و حركت به سمت جلو كاملا با ريسك. به همين دليل تصميم گرفتم روي دكل منتظر بمانم. فكر كردم يا بر روي كوه و كنار دكل فرود مي‌ايم يا همينجا دوباره ارتفاع مي‌گيرم. با يك ترمال خيلي ضعيف بين 0.1 تا 0.2 متر بر ثانيه (يعني فقط پايين نمي‌رفتم) شروع به انتظار كردم. بهد از چند دقيقه كه متوجه نشدم چه زماني گذشت، شروع به قوي شدن كرد و دوباره تا ارتفاع 4200 متر بالاي توچال رسيدم.

در بين را اوج گيري اول بند عيش كه نشانه خوبي برايم بود را ديدم. بعد با گرفتن هرچه بيشتر ارتفاع، سايت شهران و منبع نفت هم ديده شد. اما باز ريسك نكرئم و بنزين را فول كردم و تا حداكثر ارتفاع يعني 4200 رفتم. براي خروج از محيط ترمال خيلي دردسر كشيدم. تكانها خيلي شديد بود و خيلي زمان برد تا دور شوم. پس از خروج از ترمال و محيط اطرافش شروع به رفتن كردم و تا 50 درصد از حداكثر سرعتم استفاده مي‌كردم. در واقع داشتم استراحت مي‌كردم.

خوشحال بودم كه رسيدم. با ارتفاع 3700 متري به شهران رسيدم. هنوز همه ارتفاعات اطراف زير پاهام بود و فعاليت خيلي خوب. به راحتي مي‌توانستم تا كرج سفر كنم ولي ترجيح دادم پيش بچه‌ها در سايت شهران فرود بيايم. هم خسته بودم و هم گرسنه. بعد از بيست دقيقه تلاش بالاخره فرود آمدم. خيلي خوب بود. وهاب هم تازه رسيده بود. زماني كه من روي هوا بودم و بچه‌ها منتظر ورودم بودند. اميدوارم روزي بتوانيم با همه پرنده‌ها مسافتهاي طولاني تر برويم و همينطور از تمامي كساني كه كمكم كردند و در خوشحالي من خوشحالي كردند متشكرم.


        تماس با ما جهت درخواست حاميان مالي انجمن و مسابقات